خانه » اعضای انجمن » رزومه مجتبی جعفری سهل آباد عضو انجمن ادبیات داستانی سمر
مجتبی جعفری سهل آباد

رزومه مجتبی جعفری سهل آباد عضو انجمن ادبیات داستانی سمر

هواللطیف
مجتبی جعفری سهل آباد
  • کمی اهل خراسان جنوبی
  • متولد ۱۳۶۱
  • کارشناس عمران
  • دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی (EMBA )
  • شاغل در پروژه های عمرانی از ۱۳۸۸

این که چرا آمدم سمت نوشتن هنوز برایم روشن نیست ولی یادم هست سال های دانشجویی حدود ۱۳۸۰ یک دوستی یا شبه دوستی به جهت تنبیه یا شیطنت قلمی بین انگشت هایم گذاشت که حاصلش شد سال ها تحمل درد .

چند نفری دور هم کمی فعالیت کردیم و سال های ۱۳۸۰ تا  ۱۳۸۷  را گاه گاهی مرتب و شلخته جلسات نقد مراکز فرهنگی مشهد را می رفتیم با رفقا و سایت و فلان و بهمان و کمی مهجورانه سال هایی را با شوق و شور ، هی خوردیم به در و دیوار فرهنگ چهار دیواری شهرمان ، دست ها ساییدیم بر عبث انگار … ؛ حیران بین یک بام و دو هوا ، درس و داستان و  آخرش  ماند حس سرخوردگی عجیب تا بعد از خدمت سربازی از سال ۱۳۸۸ راهی کسب نان ، کوله به راه های خراسان کشیدم .

امسال کمی جدی به اسم و فامیلم نگاه کردم و پرسیدم  چرا برخلاف پسوند فامیلم ، که حرف از سهل هست ، زندگی را اینقدر سخت گرفته ام و شاید همین میراث تضاد باشد که سال ها درد را تاب اوردم و قلم را از بین انگشت هایم نکشیدم بیرون شاید هم قلم جایی بین انگشت های مغزم گیر کرده و درد خوشایندی را به جانم چشانده که گاهی خیز خیز می شوم سمت کاغذ و قلم و با لذت تمام ، دردش را نوش می کنم مثل وقتی که زخم آدم دارد پوست می اندازد و آدم با این که می داند اگر به این زخم ور برود دوباره بساط خون راه می افتد و بند آمدنش کار خداست و گاهی کش دار می شود باز هم هی ور می ورد و هی درد و سوزش کندن روی زخم را یک جورهایی لذت مند تا ته زخم می رود و زخم به زخم نوش می کند این شبه مازوخیست را ؛

حاصل علاقه مندی به بساط ادبیات و نرم نرم داستان کوتاه که بیشتر بهانه اش حوصله نخواندن رمان بود ، رقص قلم شد و چهار کلام و خطی نوشتیم که شاید نامش داستان کوتاه باشد .

بعد از چند سالی دوری و دوستی از فضای داستان فارغ از غم یار و غم نان و غم تاوان ، و تغییر رویه خودآموزی ، با جلسه نقد انجمن ادبیات داستانی سمر و آقای دکتر ترابیان آشنا شدم و از تابستان ۱۳۹۶ پا به جفت سر کلاس های شان نشستم تا کمی علمی تر به خودآموزی هایم نگاه کنم و حض محضر ببرم از کلام و حضور ایشان و امید که زنگ و ضرب این گود را روزی به بهروزی و سلامتی شان ، خلف بزنم و سر سلامتی شان جبران زحمات کنم  و سربلند رسم شاگردی ،

یا حق

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *