داستان “شبِ شک آقای گلشیری” – علیرضا جمشیدی

 "داستان کوتاه "شب شک آقای گلشیری" تمرین دوره پست مدرن، استاد محترم جناب دکتر ترابیان  بعنوان تمرین دوره پست مدرن، قرار بود نقدی بر داستان شب شک هوشنگ گلشیری بنویسم، داستان را خواندم، به شما هم پیشنهاد می کنم این داستان را بخوانید،  چند تا مرد کنار سور و سات منقل و خماری، متوجه می…

0 دیدگاه

داستان “فریاد سکوت” رضا خوشه بست

فریاد سکوت تازه به خانه رسیده ­ام. شب در حال پهن کردن سایه سنگینش روی زمین است. حکومت پایش را روی مردم گذاشته است. پاشنه پای حکومت درست روی گلوی من است. بقیه را نمی دانم. ولی همسایه می­گوید که همه ­ی تنم درد می­کند. دکمه تایید را فشار دادم آخرین قسط مسکن مهر پرداخت…

0 دیدگاه

پایان محتوا

صفحات بیشتری برای بارگیری وجود ندارد