پیام تسلیت انجمن ادبیات داستانی سمر

به نام تو که به عشق پرداختی مادر سرزمین من پروردگاه من نامت سبز لحظه هایت ماندگار   نویسنده ارجمند سرکار خانم نجمه مولوی درگذشت مادر بزرگوار بانو خدیجه شایسته(مولوی) را تسلیت عرض می کنیم. غفران و رحمت الهی را خواستاریم برای آن عزیز و و صبر و شکیبایی برای شما و خانواده محترم   انجمن ادبیات داستانی سمر مشهد …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۱۷: مهدی نوروزی-معصومه خزاعی-مجتبی جعفری-هما رضوی

نوروزی خزاعی رضوی

شماره۱:  در من شهری ‌است که هر از گاهی در غبارهای خاکستری‌ام پنهان و پیدا می‌شود. ساکنانش پنجره هایشان را محکم بسته‌اند تا غبار در ریه‌هایشان فرو نرود و وقتی بیرون می‌آیند دلشان به این خوش است که ماسک شان فیلتر دارد. در من شهری است که بلندترین برجش خودش را به نزدیکی گوشم رسانده است و نجوای من بلندترینمش، …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۱۶: مهدی نوروزی – معصومه خزاعی

مهدی نوروزی معصومه خزاعی

شماره۱:  عاقبت، آن ماهی که سالها در شکمش زندگی کردم، شکار شد. منتظر بودم تا به ساحلی امن و سرسبز برسم. و صیاد ماهی را به ساحل کشاند. از توی آن تاریکی ها شنیدم که گفت: خنجرم را بیاورید.  صیاد خنجرش را فرو کرد و دیوارخانه ی چند صدساله ام را پاره کرد. حالا من در ساحل بودم. دیوار خانه …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۱۵: مهدی نوروزی

مهدی نوروزی ساعت

  از وقتی  عنکبوت زرد به دیوار اتاقم آمد ساعت دیواری هم برعکس چرخید.  عنکبوت زرد را خواب دیدم، خواب دیدم پشت پروانه ای سوار بود‌.  و عنکبوت، از همان پشت پروانه، از همان خواب، اتاقم را دید. تارش را انداخت دور چرخ دنده های ساعت، و ساعت را متوقف کرد. در آن توقف توانست از خواب به اتاقم بیاید. …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۱۴: هما رضوی – مهدی نوروزی – معصومه خزاعی

هما رضوی مهدی نوروزی معصومه خزاعی 

شماره ۱:  این طلا است. همین اول خواستم خیالتان را راحت کنم آقای جعفری اگر می خواهید این متن را بگذارید در سایت که دغدغه ملاحظات و حذف و اضافات نداشته باشید!  واضح بگویم؟  چشم. یعنی آن چه می نویسم هیچ ربط و خبطی ندارد به آن تابلوی سرکوچه مان که خودش افتاده توی عکس و اینها… گفتم که این …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۱۳: علی اکبر ترابیان – مهدی نوروزی – هما رضوی

ترابیان مهدی نوروزی هما رضوی

شماره ۱:  احمقو: چند سال از عمرتو بهم می فروشی؟ احمقک: ۳۰ سال احمقو: چند؟ احمقک: سه میلیارد احمقو: ریال یا تومن؟ احمقک: تومن ولی به جای پول همون اندازه گل رز بخر احمقو: یکجا یا کم کم؟ احمقک: هروقت خواستم هرچه خواستم، میخوام برم توش غلت بزنم احمقو: خار داره همه جات زخمی میشه احمقک: چه از رز چه …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۱۲: رویا روبند – سمانه حسینی – نجمه مولوی

عکس نوشت ۱۲ رویا روبند – سمانه حسینی – نجمه مولوی

  شماره۱:   این کار هر روزم شده که از پشت این میله ها به اون پرنده نگاه کنم راحت روی شاخه درخت نشسته و جیک جیک میکنه انگار نه انگار که دل من هواشو میکنه نمیدونم من تو حصارم یا اون تو حصار! بی دغدغه از بودن من یا نبودن بقیه پرنده ها برای خودشون میچرخه تو اسمون مثل …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۱۱: هما رضوی زاده- مهدی نوروزی

عکس نوشت رضوی نوروزی

   شماره۱: داشت می رفت سر کار دیرش شده بود دستش رو کشیدم گفتم بیا نگاه کن: چی باشه ماه که اگر سایه ش، فقط سایه ش بیفته رو خورشید روزگارشو اینجور سیاه می کنه!  گردن کشید پشت شیشه سیاه: تو هم دست گرفتی ما رو سر صبحی شاعر شدی! گفتم نه جان تو چی می شه گاهی دنیا رو …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۱۰: مجتبی جعفری

مجتبی جعفری

  شماره۱: – خریت خریته اوستا – مثل ادم حرف بزن سر صبحی بفهمم -طرف مهریه اش گذاشته اجرا یک ملیون گل رز اوستا پای قاطر را بلند می کند و میخ های سمش را در می آورد. پای قاطر را توی دست گرفته، میخ کش را روی میزکار می گذارد. چشم ریز می کند و پکی به سیگار گوشه …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۹: علی اکبر ترابیان و دیگران

عکس نوشت 9

  شماره ۱:  پیرزن بیچاره مدام می خندد لبخند از لبش دور نمی شود ولی خدا می داند توی دلش چند آسمان ابر جمع شده! شوهرش تصادف کرد، پسرش به مرض لاعلاج رفت و دخترش سربه نیست شد تا الان هیچ کس خبری از نیاورده نه پلیس نه شرکت محل کارش نه دوستان نزدیکش، تنهای تنها شده شاید یک دلخوشی …

ادامه نوشته »