جواب شاعر ایرانی به اهانت شاعر افغانی “یوسف افغان”

مریم محتشمی هیرمند

پاسخ شاعر ایرانی مریم محتشمی به یوسف افغان شاعری که در یک جلسه رسمی ایرانیان را اجنبی نامید و مدعی شد که باید ایران از آب هیرمند محروم شود. سلام، عرض ادب، شاعر سخن نشناس امید بود، دهان باز کنی به سپاس برای شاعر دانا، نکو بود اخلاق نه، آنکه، کشت کند در قلوب بذر فراق برو کمی به گذشته، …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۴۸: آرام یوسفی- مریم محتشمی- مسلم انصاریان و…

آرام یوسفی مریم محتشمی مسلم انصاریان شوریده دل

شماره۱: می ترسم از هر دستی که به سویم دراز شود. زخم ها خورده ام از دست های سپید، دست های سرخ، دست های رنگین، دست های خالی، دست های پر… نمی دانم اینبار چه بروزم خواهد آورد این دست ناآشنا. ای دست ناشناس ایندفعه باز برایم چه مصیبتی به ارمغان آوردی. ‏‪ ترسانم و نمیدانم شلیک تفنگ سپید نتیجه …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۴۶: شوریده دل- راشین قشقایی- مریم محتشمی- ملیحه نامنی

شوریده دل راشین قشقایی مریم محتشمی ملیحه نامنی

  شماره۱: بطالت و زشتی یک جاده خالی و کشدار را تنها یک رنگین کمان میتواند بشکند .!! تو؛ ای زیبای من اکنون که در انتهای جاده عمر کسالت بارم و در آسمان تاریک وجودم خود نمودی چون بارشی از انفجار نورهای رنگین کمان ؛!!  بگذار حریفان کوردل دق کنند از حسرت و زیر لبی بنالند عشق پیری گر بجنبد… …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۴۵: شهین پوستچی- شوریده دل- مرضیه جلالی و…

شماره۱: دیدمش، با یک عالمه شکوفه همسفره بود. عمری از او گذشته اما دلش هنوز جوان بود. برایم که از قصه اش با آدم و حوا می گفت،گفتم: “عجب عمری داری!” گفت: “یک سیب است و یک دل که عاشق آدم شد.” با چشمان گرد شده گفتم: “تو ! عاشق آدم شدی؟” آهی کشید و گفت: “من! مگر من دل ندارم.” …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۴۴: شوریده دل- سمانه حسینی- راشین قشقایی

شوریده دل سمانه حسینی راشین قشقایی

شماره۱: میای یا بیام ؟!! خندید! چه زیبا میخندید، چه جادویی، چه معصومانه چه تنها . طعم خنده اش طعم آب نبات های دارچینی بود که مادر بزرگ از شابدل عظیم میاورد. طعم گس خرمالوهای نارنجی پاییز بود که از شاخه های بدون برگ شان آویز بودند .  طعم خجالت پر از شوری را داشت که میخواست فریاد بکشد “بیا” …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۴۳: آرام یوسفی -مرضیه جلالی و…

آرام یوسفی مرضیه جلالی آمنه جهان دوست

شماره ۱: وه که چه خیال انگیز است روزهای پاک، شیرین، شاد وپر هیاهوی کودکی دلم کودکی میخواهد🙏 کودکان شهر آنقدر در رفاه و دنیای بزرگترها فرود رفته اند که هیچ لذتی از کودکی خلاقیت ها و شادی های نمیبرند شاید مقصر ما هستیم که حیاطی برای دویدن کودکانمان نداریم آپارتمانی کوچک که فقط صدای نکن بشین مارا می شنوند …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۴۲ : راشین قشقایی- معصومه خزاعی و…

قشقایی آرام یوسفی مریم محتشمی

شماره۱: وسط بهشت وقتی و سط بهشت میرسم، آهو می شوم. بعد شاخ در می آورم از حیرانی و حیرت. چرا؟ معلوم است! چون گل ها به هر شکلی که بخواهند در می آیند. من سرشار از گل می شوم. چشم و گوش و لب و گونه و پوست و شاخم، پر از گل میشود، به وسط بهشت می آیم …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۴۱: راشین قشقایی

عکس نوشت 41: راشین قشقایی

من اسمم گلپری است. اسم دختر خاله ام گل جان است. یک دختر خاله ی دیگر داشتیم اسمش گیسو بود . ما همبازی بودیم . اسم روستای ما زمرد است . زمرد از مزارشریف خیلی دور است . اما نوروز به مزار شریف می رویم . گل جان یک عروسک توی جوی آب دید . جوی زیر دیوار باغ بابا …

ادامه نوشته »

برگزاری کارگاه‌ دو داستان نویسی دکتر ترابیان

برگزاری کارگاه نقد و تولید سمر

آغاز  برگزاری کارگاه دو داستان نویسی، دکتر علی اکبر ترابیان   حاوی: آشنایی با انواع آستانه، گره افکنی، جدال و… شروع کلاس ها: شنبه ها عصر از مورخه ۲۸ فروردین ماه ۱۴۰۰ نکته: حتما باید کارگاه یک گذرانده شده باشد. #آموزش #آموزش_مجازی #آموزش_آنلاین #داستان_کوتاه #داستانک #ترابیان #انجمن_ادبیات_داستانی_سمر

ادامه نوشته »

پیام تبریک نوروز سال ۱۴۰۰ – دکتر ترابیان

پیام تبریک نوروز سال ۱۴۰۰ – دکتر علی اکبر ترابیان  انجمن ادبیات داستانی سمر

ادامه نوشته »