« تغییر می کنیم، پس هستیم » شیرین جانم این دومین نامه ای است که برایت می نویسم می دانم این روزها سالروز آغاز آشنایی من و تو در حضور او است آن هم در این فصل بهار که درختان، شوق گرم زمین را دریافت می کنند این روزها باران ،بوی اورا می دهد و […]
آرشیو نویسنده: سمر
از کودکی تا نویسندگی فقط یک شب فاصله است گزیده هایی از مقاله کودکی تا نویسندگی فقط یک شب فاصله است قلم جان هوارد گریفین قاپیدن لحظه ها بیشتر ما خیلی محتاطانه زندگی می کنیم و کارمان را آن قدر ارزشمند نمی دانیم که خودمان را فداش کنیم. زندگی باید آموزشی مدام برای نویسنده باشد. […]
تمرین درسی آفرینش داستانی، دوره آشنایی با مدرنیسم استاد ترابیان دوچرخه گربه ای می شوم که سبیل هایش را قیچی کرده باشند، پا بزن، پا بزن، تو میتونی، پشت سرم را که نگاه کردم بابا نبود، خوردم زمین، دوچرخه یک طرف می افتد داخل مغازه اصغر آقا و من یک طرف با دهانی پر از […]
گزیده ای از “سمینار ادبیات داستانی کودک”، دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد(1391) انسانِ انسان تر ما کودک را یک انسان کوچک از نظر سنّ و قد و قامت می دانیم؛ ولی به کودک به عنوان نوع دیگری از انسان نگاه نمی کنیم. اتّفاقاً معتقدیم این انسان کوچک انسان تر است؛ یعنی فکر او، احساس او […]




