بابا این مجسمه من و خودت هست که ساختی؟ آره بابا به نظرت خوب ساختم؟ اوهوم. ولی من که دخترم موهام بلنده، چرا این بچه موهاش کوتاست؟ این تو هستی باباجون وقتی بچه تر بودی اون موقع موهاتو کوتاه کرده بودم. باشه ولی من که دامن دارم ها!! این بچه شلوار داره. آره میدونم. […]
آرشیو برچسب های: انجمن ادبیات داستانی سمر
چشمهایش را گرفت و گفت اگه گفتی من کیم؟ دستهایش را بو کرد بوی خاک می داد. دوباره بو کشید. گفت: “ببینم تو مسی پسر زهرا خانم نیستی؟” گفت: “نه! اون که پولدار شد. بیا پایین تر! گفته باشم رونالدو هم نیستم. “باز هم فکر کرد پشت سرش صدای خنده آمد. گفت: “بگو دیگه چشم […]
سروان سهیلی آآآی. سروان سهیلی، کجا رفتی خبر مرگت. باد زد. در بسته شد. من موندم تو سلول. خاک به سرت مراد این کار رو هم نتونستی درست انجام بدی قرار شد سلول رو بشوری ده تومن بهت بده. ابله چرا حول کردی کلید رو نیاوردی تو. درسته یه کار کوفتی بهت دادن تا شاید […]
به نام تو که به عشق پرداختی مادر سرزمین من پروردگاه من نامت سبز لحظه هایت ماندگار نویسنده ارجمند سرکار خانم نجمه مولوی درگذشت مادر بزرگوار بانو خدیجه شایسته(مولوی) را تسلیت عرض می کنیم. غفران و رحمت الهی را خواستاریم برای آن عزیز و و صبر و شکیبایی برای شما و خانواده محترم […]



