داستان خشت آب انگوری همه ی ماجرا با یک دعوای کوچک آغاز شد. آن روز صبح، هنگامی که می خواستم خودم را از خوردن حرام تبرئه نمایم. مرد دیوانه با خشتی که از آب انگور و خاک در آفتاب خشکانده بود بر سرم کوبید. ناگهان با یک ضربه افتادم. البته دقیقا به خاطر نمی آورم […]
آرشیو برچسب های: علی اکبر ترابیان
خارج قسمت زندگی دو روز از عروسی لیلا گذشته بود که به خانه برگشتم. به هر چه نگاه می کردم بامن سر جنگ داشت. حتی در و دیوار خانه. پرده پشت پنجره را کنار زدم هوا تاریک تاریک بود. اشک در چشمانم جمع شده بود. می خواستم بیرون را بهتر ببینم. صورت را به شیشه […]
گزارش تصویری از شب یلدای انجمن سمر به نام حضرت دوست سه شنبه های سمر بهترین لحظه ها، لحظه هایی که در محفل صمیمی ما قصه ازهر که و هر کجای زمین و زمان است، قصه ی عاشقان است. راستی، روزهای سه شنبه، پایتخت جهان است… این سه شنبه یک شب مانده تا یلدا دور […]
رزومه ادبی فرهنگی علیرضا جمشیدی علیرضا جمشیدی هستم اهل مشهد متولد: 1343 شغل : رواندرمانگر، مدرس دوره های آموزش خانواده و خلاقیت فعالیت هنری : کاریکلماتور نویس/ داستان نویس/ منتقد ادبی از سال هشتاد و چهار زیر نظر استاد عزیز جناب آقای علی اکبر ترابیان در گروه ادبی سمر بطور جدی کار نویسندگی را شروع کردم […]




