جنگیر (The Exorcist) یک فیلم آمریکایی محصول سال ۱۹۷۳ در ژانر فراطبیعی ترسناک به کارگردانی ویلیام فریدکین است که بر اساس رمانی به همین نام از ویلیام پیتر بلتی ساختهشده است. جنگیر یکی از موفقترین فیلمهای ژانر وحشت بهشمار میرود.
جنگیر در چهل و ششمین مراسم جایزه اسکار، نامزد ۱۰ اسکار بود که نهایتاً موفق به کسب ۲ اسکار در رشتههای «بهترین فیلمنامه اقتباسی» و «بهترین صدا» شد.
خلاصه و نقد داستان فیلم جن گیر
نویسنده: لیلا بهلولی شعفی
آغاز فیلم باستان شناسی را به تصویر می کشد که در عراق مشغول حفاری است و در دستانش سر پازوزو (اهریمنی که نماد خشکسالی، بلا، فقر) را مشاهده می کنید.
صحنه دیگر فیلم روایت مادری مجرد را به تصویر می کشد که درگیر ساخت فیلم است و کارگردان یکی از دوستان نزدیک اوست.
دخترش که به همراه کارگر و آشپزشان در خانه بود به تازگی تغییر رفتار دارد، او با یک تخته احضار ارواح مشغول بازی است. حرفهایش برای مادرش نامفهوم بود، مادرش از صداهای اتاقک زیر شیروانی شاکی بود ولی وقتی اتاقک را چک کرد موشی داخل آن نبود.
مادر متوجه شد حال دخترش مساعد نیست او را مورد یک سری آزمایشات مختلف قرار داده و متوجه سلامت جسمی دخترش می شود بر خلاف مشکلات روحی که به شدت درگیر آن هست.
رگان در شب مهمانی مادرش مرگ کارگردان را پیش بینی کرد و موجب ترس دوستان مادرش شد.
کارگردان به همان طریقی که رگان گفت، کشته شد و کارآگاهی دنبال حل معمای مرگ کارگردان.
با بدتر شدن حال دختر و پیشنهاد پزشکان اطرافش که از مادرش خواستند، با تلقین جن گیری، رگان را کشیش ها معالجه کنند ولی بعد متوجه می شویم واقعا دختر تسخیر شده است.
کشیشی که مادرش به تازگی فوت شده و خودش دچار مشکلات عدیده ای است، را دوستانش معرفی می کنند.
کشیش در ابتدا زن را تشویق می کرد از راهی دیگر دخترش را نجات دهد بعد دیدن وضعیتش نظرش عوض شد و از کشیشی که باستان شناس بود کمک گرفت و شروع به درمان دختر کردند.
تمام تلاششان برای بیرون کشیدن اهریمن از جسم دختر نتیجه داد ولی در انتها دو کشیش کشته شدند و دختر نجات پیدا کرد به زندگی عادی بر گشت.
فراز اول : بیماری دختر
فراز دوم : مادر متوجه تسخیر دختر می شود.
تغییر : مادر بعد جن زدگی دختر به مذهب اهمیت نمی داد. مذهبی نبود بعد به آن پناه آورد و کمک گرفت از کشیش ها.
اول از علم پزشکی و مدرن برای معالجه دخترش کمک گرفت و بعد متوسل به سنت و مذهب شد.
تغییر در مکان را داریم اول باستان شناس در عراق هست بعد در آمریکا، شخص و فضا.
تغییر مکان اختیاری، تغییر شخصیت غیر اختیاری.
نگرش زن در مذهب، عامل بیماری دخترش عوض شد و بعد تغییر روش داد برای درمان رگان.
تغییر رگان (کاهشی، جسمی)
شب زن دنبال صدای موش ها به داخل اتاقک زیر شیروانی رفت. چراغ قوه دستش گرفت و با اومدن کارگرش ترسید. (آکسیون)
زندگی معمولی و زنی هنرپیشه، در گاه اول بیماری دختر در قوس اول معالجه، شکست خوردن معالجه، درگاه دوم کمک گرفتن از کشیش، قوس دوم کشمکش های معالجه، در گاه سوم معالجه دختر نقطه فرود داستان مرگ دو کشیش.
موقعیت مرزی هنگامی که درمان مدرن را رها می کند با توجه به اینکه زنی امروزی و تحصیلکرده است ولی در موقعیتی قرار می گیرد که دست به دامان مذهبیون و کلیسا می شود با وجود اینکه حتی از قرار گرفتن یک صلیب در اتاق خواب دخترش توسط کارگرش ناراحت می شد.
قبل بیماری دختر زندگیش در میان مایگی است با ایجاد مشکل از میان مایگی عبور می کند و در حد مرزی قرار می گیرد.

نقد فیلم جن گیر
نویسنده: مهرداد دبیری
فیلم درباره دختر بچه ای است که توسط نیرویی شیطانی(جن، روح یا…) تسخیر می شود و آن نیرو بدن او را در اختیار می گیرد.
آستانه فیلم به شخصیت پردازی یک کشیش که مشغول فعالیت های تحقیقاتی، باستان شناسی و… است و هم به شخصیت پردازی مادر ریگن که بازیگر است می پردازد.
قبل از اینکه اولین درگاه برای ورود به قوس های داستانی ایجاد شود، خط معمول زندگی به این صورت است که مادر به همراه دو دخترش از لس آنجلاس به واشنگتن مهاجرت کرده است. مادر به تازگی از همسرش جدا شده. در واشنگتن یک رابطه دوستی با بورک تشکیل داده و حالا در خانه ای جدید در واشنگتن زندگی می کنند و رابطه صمیمانه با فرزندانش به ویژه ریگن دارد.
درگاه اول
گفت و گوی مادر ریگن با دکتر درباره حرف ها و رفتارهای غیر معمول ریگن: پیدا کردن تخته احضار روح در وسایل ریگن و گزارش های ریگن از اینکه تختش تکان می خورد، دروغ گفتن و… .
قوس اول
مشاهده رفتارهای غیر عادی از ریگن:
وسط مهمانی بدو بدو می کند، از پله ها پایین می آید و به بورک می گوید: اون بالا می میری. بعد هم خودش را خیس می کند.
دکترها تشخیص اختلال عصبی و نوعی افسردگی به خاطر جدایی پدر و مادر می دهند.
در صحنه دیگری جیغ و دادها و حرکات عجیب ریگن باعث می شود دکترها به خانه شان بیایند اما بعد از تکان های شدید انگار نیرویی وارد بدن ریگن می شود طوری که ریگن با صدایی متفاوت و با قدرتی زیاد به دکتر سیلی می زند و او را پرت می کند.
دکترها مدام سیتی اسکن می گیرند. به لوب گیجگاهی نسبت می دهند و… .
درگاه دوم
نشانه های بیماری کمتر می شود و بیشتر نشانه های تسخیرشدگی دیده می شود: ریگن با دهانی خونی و به شکلی برعکس و چهار دست و پا از پله های خانه پایین می آید.
قوس دوم
در صحنه ای تمام وسایل اتاق به پرواز در می آیند گویی که در اتاق طوفان شده، ریگن مادرش را کتک می زند، سرش را ۱۸۰ درجه می چرخاند و با صدایی غیر عادی مادرش را تهدید می کند.
در صحنه دیگری روانپزشک برای هیپنوتیزم وارد گفت و گو با شخص درون ریگن می شود و بعد از دیدن حالات چهره ریگن و حمله او غش می کند.
درگاه سوم
پیشنهاد یکی از دکترها برای استفاده از روش جنگیری توسط کشیش
قوس سوم
تلاش های کشیش جوان برای جمع کردن مستندات و ضبط صداها در اتاق ریگن برای مجوز جنگیری
ورود کشیش با تجربه برای جن گیری
جن از بدن دختر بچه جدا می شود و به بدن کشیش وارد می شود. کشیش تسخیر شده بلافاصله خودش را از پنجره به پایین پرتاب می کند و در جا می میرد.
موقعیت مرزی
در این فیلم موقعیت مرزی برای مادر ریگن هست. از جایی که متوجه می شود دخترش فقط یک اختلال عصبی ندارد بلکه موجودی که دخترش نیست به درون او نفوذ کرده. از آن به بعد زندگی شغلی و بازیگری او و همچنین مهمانی رفتن و مهمانی دادنش تعطیل می شود و تمام زندگی او وقف درمان ریگن می شود. او در این دوران، ترس، نگرانی، آسیب و اضطرار و درماندگی را هم زمان تجربه می کند.
لحظه کانونی
درون مایه داستان با پرت شدن کشیشِ تسخیر شده و مردن او به نمایش در می آید. به این معنا که جن زدگی و جست و جوی شیاطین ریشه در نوع نگرش و روش زندگی کشیش ها دارد و با از بین رفتن آن ها، جن زدگی هم از بین می رود.

