مدیر سایت2

واژه نوشت ۲: کله ونگ

پس رس

شماره۱: (تقدیم به تمام کسانی که برای بیمار کرونایی مادر بودند) چک‌چک  ساعت از ۱۲ گذشته، رادیو روشن است. گوینده می‌گوید: بامداد یکشنبه ی شما بخیر. دیشب ،باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت یکریز به گوش پنجره، پچ پچ کرد  چک چک چک چک چه کار با پنجره داشت؟ شعر خوبی است. نمی گوید شاعرش کیست! …

ادامه نوشته »

واژه نوشت ۱: پس رس (دیر رس)

پس رس

  شماره ۱: خبر دیررس تهمینه خانم صدام زد: سودابه سودابه دویدم به طرفش روی بهارخواب، داشت آیت الکرسی و چهارقل می خواند و روی کفن مهر می زد. گفتم: بله صدام زدید؟ گفت: عروس گلم بی زحمت همون گلابدون چینی کنار آینه شمعدون رو بیار. گفتم: چشم مثل برق رفتم و آوردم دادم دستش، یک مشت گلاب را قل …

ادامه نوشته »

انتشار کتاب “روزهای طلایی یک زن” سرکارخانم نجمه مولوی

روزهای طلایی یک زن نجمه مولوی

انتشار کتاب ” روزهای طلایی یک زن ” سرکارخانم نجمه مولوی   رمان ” روزهای طلایی یک زن ” به قلم نجمه مولوی توسط نشر طنین قلم به چاپ رسیده است. این رمان که اولین رمان خانم نجمه مولوی می باشد، در ۱۹۱ صفحه و قطع رقعی به چاپ رسیده است و در حوزه جغرافیای داستان مشهد می باشد.  رمان …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۴۰: شهین پوستچی-راشین قشقایی-رویا روبند و…

شهین پوستچی راشین قشقایی رویا روبند

شماره ۱: نشسته بود میان رنگهای قالی و پرچم های طلایی زعفران را از میان گلهای بنفش بیرون می کشید. پدر آمد و نگاهی به دست های نارنجی اش کرد و با خنده ای که از زیر سبیل سفیدش معلوم بود گفت: ترنج خاتون! دیگه سیاه بختیت تموم شد بابا دیگه تموم شد. به مادرت گفتم بخت دختر ما سیاه …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۳۹ : سارا قهرمانی-سمانه حسینی-هما رضوی زاده و…(بخش دوم)

عکس نوشت 39: راشین قشقایی-نجمه مولوی-آرام یوسفی و...

شماره ۶: از امامزاده خواستم که این دفعه دیگر مامان را راضی کند که بعد زیارت من را ببرد و سوار آن تاب برقی کند که همیشه سمانه و علی سوار می شدند و  تعریفش را برای من  میکردند. حتی توی صف تاب برقی قد بلندی کردم که  نکند من را به خاطر قد و قواره ام سوار نکنند تا …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۳۹: راشین قشقایی-نجمه مولوی-آرام یوسفی و… (بخش اول)

عکس نوشت 39: راشین قشقایی-نجمه مولوی-آرام یوسفی و...

شماره۱: ره باغ تنها جایی که می شد نازیک را سرگرم کنیم همین پارک وانوش بود و همین تاب های بلندش. به مادرش گفتم با مارینا می برمشان تاب سواری. دنیارا فراموش می کنند وقتی سوار تاب بشند. پدر نازیک صبح اول وقت زخمی شد. این طرفی ها میگن کار اون طرفی ها بوده… اون طرفی ها میگن کار این …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۳۸: آرام یوسفی-راشین قشقایی-آمنه جهاندوست و…

شماره ۱: ما نامزد هم نیستیم خواهر برادریم من کرشمه ام داداشم ذوالفقار او دست نداره گنگ مادر زاده هروقت خیلی خوشحال میشه دوست داره دندونش بگیره هر کار کردیم نتونستیم این عادت رو از سرش بیرون کنیم. بچه ها توی کوچه ازش می ترسند. یکبار آدینه محمد پسر همسایه نونشو داده به گرگی سگ بازنشسته ی یارعلی، رفته لپ …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۳۷: نجمه مولوی-سارا قهرمانی-راشین قشقایی

نجمه مولوی سارا قهرمانی راشین قشقایی

شماره ۱: گفتی چه عظمتی داره پرواز! گفتم: کشیدن آرزوهای کثیف دردآور است. گفتی: خوش به حال پرنده ها! گفتم: حتی قلم هم اطاعت نمی کند. گفتی: فکر میکنی میشه بال وپر درآورد؟ گفتم: کاش میشد نفرین را تصویر کرد. نفرین ابدی که با دودهای سینه تصویر شود. گفتی: حالا اون پشت ایستادی که چی بیا اینجا چشم انداز را …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۳۵: ‏مجتبی جعفری-سمانه حسینی-هما رضوی زاده (بخش دوم)

شهین پوستچی نجمه مولوی نهاوندی

شماره ۸: پوکه دیشب لای خرت و پرت های جامنده از اسباب کشی پوکه ای پیدا کردم، رنگ طلایی خاک گرفته اش معلوم بود هنوز خاک شلمچه به تنش مانده بود. گمانم همان است که چند سال پیش از شلمچه آوردمش. لای خاک ها پنجه می کشیدم که زیر دستم امد برش داشتم دلم نیامد گل خشک چسبیده به قامتش …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۳۵:شهین پوستچی-نجمه مولوی-نهاوندی و…(بخش اول)

شهین پوستچی نجمه مولوی نهاوندی

شماره۱: بیدارشو بیدارشو دستهایت هنوز بوی قصه می دهد . تو ! آنقدرتمام نشدنی هستی که  رنگ آسمان ،رنگ شجاعت تو شده است. بیدارشو بی بی رقیه می گفت تو در آسمان غوغایی به پا کرده ای . بی بی رقیه می گفت برای فرشته ها از زمین مهربانی برده ای . دیشب فرشته هم اینجا خواب تو رادید . …

ادامه نوشته »