داشت می رفت سر کار دیرش شده بود دستش رو کشیدم گفتم بیا نگاه کن: چی باشه ماه که اگر سایه ش، فقط سایه ش بیفته رو خورشید روزگارشو اینجور سیاه می کنه! گردن کشید پشت شیشه سیاه: تو هم دست گرفتی ما رو سر صبحی شاعر شدی! گفتم نه جان تو چی می شه […]
آرشیو نویسنده: سمر
– خریت خریته اوستا – مثل ادم حرف بزن سر صبحی بفهمم -طرف مهریه اش گذاشته اجرا یک ملیون گل رز اوستا پای قاطر را بلند می کند و میخ های سمش را در می آورد. پای قاطر را توی دست گرفته، میخ کش را روی میزکار می گذارد. چشم ریز می کند […]
پیرزن بیچاره مدام می خندد لبخند از لبش دور نمی شود ولی خدا می داند توی دلش چند آسمان ابر جمع شده! شوهرش تصادف کرد، پسرش به مرض لاعلاج رفت و دخترش سربه نیست شد تا الان هیچ کس خبری از نیاورده نه پلیس نه شرکت محل کارش نه دوستان نزدیکش، تنهای تنها شده شاید […]
نویسندگان شهرمان در گفت وگو با قدس: تهدید کرونا را به فرصت تبدیل می کنیم سرورهادیان/ کرونا که آمد، روزهای متفاوتی را برایمان رقــم زد. روزهایی که در آغازین راه، ناشــناختگی اش، ناباوری را به همراه داشــت، اخبار گوناگون از شــناخت بیماری ســبب شــد تأثیر آن هر روز در زندگی مردم جدی تر شود و […]




