عکس نوشت 54: مسلم انصاریان – آمنه جهاندوست – سمانه حسینی- مهتاب صادقی

به غیر از تو نظر پوشم شراب معرفت نوشم زخاک سجده می جوشم به دریا می رسم؟ آری چه اعجازی در این عالم بود بالاتر از آنی؟  که سر بر سجده ای اما به باطن شاه شاهانی در این افتادن…

0 دیدگاه

واژه نوشت 4

شماره 1: کوت نمک  -نه برداشت نه گذاشت خواهر جان، بی مقدمه گفت: شما خَنَه دَرِن، مُو ماشین، شما حقوق بِبَرِن، مو شغل آزاد دَرُم، شما دُنبَلَه نِدِرن، مو دنباله هام همه عَرُس داماد رفتن، خیله هم به هم می…

0 دیدگاه

عکس نوشت 38: آرام یوسفی-راشین قشقایی-آمنه جهاندوست و…

شماره 1: ما نامزد هم نیستیم خواهر برادریم من کرشمه ام داداشم ذوالفقار او دست نداره گنگ مادر زاده هروقت خیلی خوشحال میشه دوست داره دندونش بگیره هر کار کردیم نتونستیم این عادت رو از سرش بیرون کنیم. بچه ها…

0 دیدگاه

عکس نوشت 34: معصومه خزاعی-آمنه جهاندوست-نعیمه طاهر پور و…

باربرها  وسایل قدیمی و گرد و خاک گرفته خانه را داخل کامیون حمل بار گذاشتند. تنها و ساکت در اتاق قرمز مقر حکمفرمایی خانم والده ایستاده ام. پرده ابریشمی که از هند  خریداری شده است هم مانند سایر وسایل کهنه…

0 دیدگاه

پایان محتوا

صفحات بیشتری برای بارگیری وجود ندارد