خانه » بایگانی برچسب: شهین پوستچی خراسانی

بایگانی برچسب: شهین پوستچی خراسانی

گزارشی از برگزاری جلسه برنامه ریزی انجمن ادبیات داستانی سمر

دست راست آینه نزدیک به ساعت چهار، عصر روز پنج شنبه ۲۳ دی ماه. وارد برج باران ۱ می‌شوم راهنما می‌گوید: مستقیم، به آینه رسیدی، سمت راست. وارد می‌شوم به قول فردوسی: باشید نگاهِ باصفایی است. صندلی‌ها صمیمی اند. شمع های کوچک در حباب های شیشه ای، سر می‌دهند و برپایی ایستاده‌اند. خیلی زود همه ی دل ها کنار هم …

ادامه نوشته »

مثل نوشت ۶: داستان “کاسه داریم” از سایه شوریده دل به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل : کاسه داریم ارک و اورک تو پر کنی من پر ترک داستان “کاسه داریم …” از سایه شوریده دل  هنوز با خشم نگاهم می کرد حالا هر دو به نفس نفس افتاده بودیم مثل دو گرگ زخمی چشم درچشم می غریدیم، باد استخوان سوزی می وزید و انجماد هوای اطراف تنفسمان را به شماره انداخته بود. می …

ادامه نوشته »

مثل نوشت ۱: داستان بدلی از شهین پوستچی خراسانی به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل : دوجو در شکم به که ده من به پشت داستان بدلی شهین پوستچی خراسانی – به خدا می خرمش. صبر کن آخر می خرمش  نازیلا از صبح ۱۰ بار حرفش را تکرار کرده بود. تقصیر خودم بود اگر دیروز با هم از جلوی آن مغازه بدل فروشی رد نشده بودیم حالا این جوری نازیلا را به جان …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۵۹: راشین قشقایی- مرضیه جلالی- مسلم انصاریان و…

شماره ۱: گاه نگاهت کردم گاه خواندمت از اول هم باید می بوییدمت بوی چای سرگل لاهیجان می دهی راشین قشقایی ………………………………………………………… شماره ۲: جرعه جرعه می نوشمت گاه با عطر هل گاهی دارچین بی شک گرم خواهم شد و از سر می پرد رخوت و آشفتگی مرضیه جلالی ………………………………………………………… شماره ۳: کاش کتاب بودم می نشستم در برابر چشمانت, …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۵۷: یوسفی- فریده ذوالفقاری – مسلم انصاریان و…

یوسفی فریده ذوالفقاری مسلم انصاریان

شماره ۱: خنده بلندی سر داد و بعد ساکت شد و یواشکی شروع به زیر و رو کردن کیسه های گل گلاب کرد. الاغ کنار کیسه ها ایستاده بود و انگار که چپ چپ نگاهش می کرد. پیرمرد دوباره خندید و به الاغ گفت: چیه! باباجان چپ چپ نگاه می کنی خوب اگه دندون مصنوعی های تو هم می افتاد …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۴۵: شهین پوستچی- شوریده دل- مرضیه جلالی و…

شماره۱: دیدمش، با یک عالمه شکوفه همسفره بود. عمری از او گذشته اما دلش هنوز جوان بود. برایم که از قصه اش با آدم و حوا می گفت،گفتم: “عجب عمری داری!” گفت: “یک سیب است و یک دل که عاشق آدم شد.” با چشمان گرد شده گفتم: “تو ! عاشق آدم شدی؟” آهی کشید و گفت: “من! مگر من دل ندارم.” …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۴۰: شهین پوستچی-راشین قشقایی-رویا روبند و…

شهین پوستچی راشین قشقایی رویا روبند

شماره ۱: نشسته بود میان رنگهای قالی و پرچم های طلایی زعفران را از میان گلهای بنفش بیرون می کشید. پدر آمد و نگاهی به دست های نارنجی اش کرد و با خنده ای که از زیر سبیل سفیدش معلوم بود گفت: ترنج خاتون! دیگه سیاه بختیت تموم شد بابا دیگه تموم شد. به مادرت گفتم بخت دختر ما سیاه …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۳۵: ‏مجتبی جعفری-سمانه حسینی-هما رضوی زاده (بخش دوم)

شهین پوستچی نجمه مولوی نهاوندی

شماره ۸: پوکه دیشب لای خرت و پرت های جامنده از اسباب کشی پوکه ای پیدا کردم، رنگ طلایی خاک گرفته اش معلوم بود هنوز خاک شلمچه به تنش مانده بود. گمانم همان است که چند سال پیش از شلمچه آوردمش. لای خاک ها پنجه می کشیدم که زیر دستم امد برش داشتم دلم نیامد گل خشک چسبیده به قامتش …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۳۵:شهین پوستچی-نجمه مولوی-نهاوندی و…(بخش اول)

شهین پوستچی نجمه مولوی نهاوندی

شماره۱: بیدارشو بیدارشو دستهایت هنوز بوی قصه می دهد . تو ! آنقدرتمام نشدنی هستی که  رنگ آسمان ،رنگ شجاعت تو شده است. بیدارشو بی بی رقیه می گفت تو در آسمان غوغایی به پا کرده ای . بی بی رقیه می گفت برای فرشته ها از زمین مهربانی برده ای . دیشب فرشته هم اینجا خواب تو رادید . …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۲۶: مهدی نوروزی-شهین پوستچی-مرضیه جلالی و…

مهدی نوروزی شهین پوستچین مرضیه جلالی

شماره۱: برای آن چنار جوان آنقدر خندید که چنار، بهارش را به یاد آورد و خزان شد. برای بزغاله ی سفید بی بی هم همانقدر خندید، بزغاله از روز بعد گم شد و بعد از چند روز بار دیگر از مادرش به دنیا آمد‌. خنده هایش نمی دانم چه خاصیتی داشت که ریشه ها  را می جنباند. ریسمان خنده هایش، …

ادامه نوشته »