خانه » بایگانی برچسب: مسلم انصاریان

بایگانی برچسب: مسلم انصاریان

مثل نوشت ۱۱: داستان مرز عشق از مسلم انصاریان به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل: ای عجب میش دل بسته به گرگ داستان “مرز عشق”  از مسلم انصاریان کلاهش را برداشت، موهای بلند و سیاهش روی شانه هایش ریخت روی چارپایه مقابل آینه نشست به آرامی موهایش را شانه زد، از روی میز کتابی را برداشت و شروع به ورق زدن کرد. بعدش را نمی دانم، چون همیشه این موقع از روی چارپایه …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۸۰: محسن صادقی نیا – مسلم انصاریان -راشین قشقایی

محسن صادقی نیا مسلم انصاریان راشین قشقایی

شماره ۱: به نام آزادی آزادی اندیشه آزادی سخن آزادی قلم آنگاه که قلم سخن از اندیشه می گوید و اندیشه موهبتی است خداوندی برای حاکمیت خرد و چون خرد حاکم گردد تعالی بشر را سبب شود و آن جامعه ی متعالی زیر پرچم عدالت مدینه ی فاضله را بنا کنند مسلم انصاریان بهار ۱۴۰۰ ………………………………………………………… شماره ۲: با قلم …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۷۹: یوسفی – مریم محتشمی -مسلم انصاریان – فریده ذوالفقاری

یوسفی مریم محتشمی مسلم انصاریان فریده ذوالفقاری

شماره ۱: لک لک که همیشه روی درخت تخم می‌گذاشت هرچه پرواز کرد چرخید و چرخید جایی را که هر سال تخم می‌گذاشت و پیدا کرد اما خبری از درختان سر به فلک کشیده نبود جلوی درختان قطع شده تخمش را گذاشت و با نوکش به درب زد و پشت دیوار پنهان شد مرد درب را باز کرد متعجب تخم لک …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۷۸: مریم محتشمی – آنیل خلج – مسلم انصاریان

مریم محتشمی آنیل خلج مسلم انصاریان

شماره ۱: ناجوانمردانه درختان قطع می شوند برای سود و منفعت تبر به دستانی که فهم لازمه حضور درختان را در چرخه حیات طبیعت ندارند و همانگونه که در زندگی فقط به خویشتن و منافع لحظه ای خویش می اندیشند؛ طبیعت را ملک خود برای بهره وری منافع مادی می انگارند که باید در اندک زمانی از آن حداکثر استفاده …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۷۷: زهره شوریده دل- عسل برومند- مسلم انصاریان و…

زهره شوریده دل عسل برومند مسلم انصاریان

شماره۱: آآآآه ه ه ه خسته شدم! کمرم درد گرفت، دست و پام ضعف کرده، چشمام دیگه سو نداره اما، وقت ندارم؛ هنوز خیلی از آجرای زندگیم مونده که باید سیاهشون کنم. زهره شوریده دل ………………………………………………………… شماره ۲: نه دیگر فرصت قلم دست گرفتن ندارم. نوشته های من با خون جگر بر روی این آجرهاست، وقتی عدالت اجتماعی در بین …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۷۶: مسلم انصاریان – آنیل خلج

مسلم انصاریان آنیل خلج

  سگ از اصابت چشمان بی تفاوت زمین افتاد آه از بی تفاوتی چشمی که سگ نداشت مسلم انصاریان ………………………………………………………… فارغ از چون و چندِ روزگار… غرق یک چرایی‌ام! فانوس به دستان، چرا به بیراهه می‌روند؟ آنیل خلج    

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۷۵: مسلم انصاریان – آنیل خلج

مسلم انصاریان آنیل خلج

  کودک به اشتیاق پا بر زلالِ آب طراوت بخشید آب تحفه تقدیمِ پاکی دستانش کرد  به تبسم پاسخ داد رنگ در نگاه طبیعت پاشید جلوه می کرد خدا مسلم انصاریان ………………………………………………………… تنها لبخند زلال تو توان عبور از آب را دارد. لبخند تو از آب گذشت، آب کف زد و از سر گذشت. آنیل خلج

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۷۴: مجتبی جعفری- مسلم انصاریان

مجتبی جعفری مسلم انصاریان

آنکه می ترسد، می ترساند؛ آنکه بسیار می ترسد، بسیار می ترساند؛ آنکه بسیار بسیار می ترسد، بسیار بسیار می ترساند؛ “ترس از یک اتفاق”، آدم ها بیشتر زمین گیر می کند تا خود اتفاق؛ ترس، ترس، ترس؛ یک ضلع از سه ضلع مثلث نابودی آدم هاست مجتبی جعفری ………………………………………………………… سلطان به تیر جهل جماعت شکار شد این نعره ها …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۷۳: محسن صادقی نیا – شوریده دل – آنیل خلج و…

محسن صادقی نیا شوریده دل آنیل خلج

شماره ۱: بین چشمان کودکی گرسنه با سیر کودکان سوار بر مرکب فاصله ای است تا بینهایت. فاصله ای بنام فقر بنام نداری چه ساده لوحانه است؛ وقتی؛ فقط؛ اختلاف طبقاتی بدانیش … محسن صادقی نیا ………………………………………………………… شماره ۲: من به پاهای زخمی و تاول زده ات می نگرم و تو با حسرت و خشم آسودگیم را نظاره گری!!! و …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۷۱: مسلم انصاریان- زهره شوریده دل-آنیل خلج و…

مسلم انصاریان زهره شوریده دل آنیل خلج

شماره ۱: از صمیم دل تو را دوست می دارم پدر در تمام عمر خویش پینه بر دست تو بود تا قلم از دستم چون تفنگ از دست سرباز نیفتد به زمین شب ز موهای تو رفت تا که بالین مرا ظلمت شب تر نکند بوسه ی مهر تو خورشید منظومه ی عشق گرمی دست تو مطبوع ترین حالت صبح …

ادامه نوشته »