آرشیو برچسب های: سمر

داستان “بوکس” رضا خوشه بست

بوکس

آشنایی با مدرنیسم استاد ترابیان بوکس به خانه می­آیم و به روی خودم نمی­آورم که از کارش ناراحتم. مثل هر روز دمنوش مورد علاقه ­مان را دم می­کنم.  و با هم می ­نوشیم. رو به رویش نشسته ام. نگاهش می ­کنم. پسرم را می گویم. به چهره ­اش نگاه می­ کنم. کله اش را با […]

بداهه ای در رئالیسم جادویی استاد ترابیان – “ملحفه ی سفید” راشین قشقایی

انجمن ادبیات داستانی سمر

به نام خدا بداهه ای در رئالیسم جادویی استاد ترابیان ملحفه ی سفید دست سرد و سنگینش بوی سیگارِ تلخ ارزان قیمتی را می دهد که پدرم هم می کشید. بر سرم سنگینی می کند. پشتم را می چسبانم به ملحفه ی سفیدِ دور دست دوزِ آبجی ملیحه اش و تن نحیفم را کمی آن […]

داستان “تغییر می کنیم، پس هستیم” – فاطمه یونس مهاجر

داستان تغییر می کنم پس هستم

« تغییر می کنیم، پس هستیم » ‌شیرین جانم این دومین نامه ای است که برایت می نویسم می دانم این روزها سالروز آغاز آشنایی من و تو در حضور او است آن هم در این فصل بهار که درختان، شوق گرم زمین را دریافت می کنند این روزها باران ،بوی اورا می دهد و […]

گزیده هایی از مقاله “کودکی تا نویسندگی فقط یک شب فاصله است” قلم جان هوارد گریفین

قاپیدن لحظه ها

از کودکی تا نویسندگی فقط یک شب فاصله است گزیده هایی از مقاله کودکی تا نویسندگی فقط یک شب فاصله است قلم جان هوارد گریفین قاپیدن لحظه ها بیشتر ما خیلی محتاطانه زندگی می کنیم و کارمان را آن قدر ارزشمند نمی دانیم که خودمان را فداش کنیم. زندگی باید آموزشی مدام برای نویسنده باشد. […]