داستان «یک بام و دو هوا » داشت باران می آمد نان های خیس شده را از ترک دوچرخه ام برداشتم و دوچرخه را به تنه کلفت درخت توت کنار دیوار، تکیه دادم، پونه و شیرین دختر عمه هایم داشتند با هم روی ایوان خانه ی عزیز جون منچ بازی می کردند. عزیز تا مرا […]
آرشیو برچسب های: کلاس نویسندگی در مشهد
پنجره رو به رویم نشسته است. توجهی به من نمی کند. حتی به این کتابی که با کمک خودش چاپ کرده ام. چشم دوخته به پنجره نیمه باز اتوبوس که تمام صحنه های رمان را به سرعت از جلو چشمانش عبور می دهد. اما من کاملا به او نگاه میکنم. خیره به چشم هایش هستم […]
داستان «ننه عصمت » جمعیت زیادی از زن و مرد در تاخت و تاز آفتاب ظهر تابستان، در جلوی مسجد ایستاده بودند مردها با صدای بلند صلوات می فرستادند و زن ها چادر ها را روی سر محکم می کردند رمضان کنار اصغر میان جمع ایستاده بود اصغر گفت: _ ننه عصمت که خواب […]
گاه شمار ادبی محمد گلي گاه شمار ادبی محمد گلي کارشناس زبان و ادبیات فارسی خلاصه مهم ترین عناوين كسب شده «فقط در چند سال اخیر» دبير نمونه استان خراسان رضوي دبیر نمونه منطقه دبیر اعزام به خارج فرهنگیان دبیر بازنشسته با 30 سال سابقه کار، دریافت گروه تشویقی کاری و تقدیر نامه های […]




