همنت (Hamnet) یک فیلم درام تاریخی محصول سال ۲۰۲۵ است که تدوین مشترک و کارگردانی آن را کلویی ژائو بر عهده داشته و فیلمنامه آن را نیز او بههمراه مگی اوفارل، نویسنده رمان همنامی که فیلم بر اساس آن ساخته شده، نوشته است. داستان عمدتاً تخیلی فیلم، ازدواج میان اگنس هتوی و ویلیام شکسپیر را به تصویر میکشد و به تأثیر مرگ پسر ۱۱ ساله آنان، همنت، بر رابطهشان میپردازد. در این فیلم جسی باکلی و پل مسکال بهترتیب در نقشهای اگنس و ویلیام بازی میکنند و امیلی واتسون و جو آلوین نیز در نقشهای مکمل حضور دارند.
شرح داستان و نقد فیلم همنت
نویسنده: لیلا بهلولی شعفی
فیلم روایت زنی است که نیروهای خاص دارد ، این زن درمانگر، پیوندی عمیق با طبیعت داشته روزها در دل طبیعت وقت می گذراند و آشنایی کامل با داروهای گیاهی دارد مادرش را در کودکی از دست داده، با بردارش همراه نامادریش زندگی می کند با ویلیام که معلم مدرسه است آشنا می شود، ویلیام به او ابراز علاقه می کند.
درگاه این قوس بارداری اگنس قبل از ازدواج است زندگی این دو نفر از حالت طبیعی خارج شده در موقعیت مرزی قرار می گیرند ویلیام با توجه به مخالفت شدید مادرش به دلیل اینکه اگنس یک دختر نرمال نیست و مادرش جادوگر بوده با ازدواج پسرش مخالفت می کند و ویلیام با وجود تمام چالش ها با اگنس ازدواج می کند(فراز) حاصل ازدواجشان یک دختر است که رنگ و بویی تازه ای به زندگیشان می دهد.
بعد از مدتی ویلیام تصمیم می گیرد به دلیل سختگیری های پدرش برای کار به لندن برود او همیشه برای رفاه پدر و مادرش و دادن قرض های پدر در حال کار و تلاش بوده، بالاخره برای سر و سامان دادن به زندگیش و پیشرفت به لندن می رود( فراز) اگنس در مواجهه با مشکلات روحی و ناراحتی عمیقی که در وجود ویلیام مشاهده می کند با رفتنش موافقت می کند.
ویلیام (اخلاقی، کاهشی) زودرنج و عصبی از نظر موقعیت اجتماعی و مادی (کاهشی)
تصمیم رفتن به لندن برای کار درگاهی می شود برای قوس دوم،اگنس در این قوس دوباره باردار است ولی به خاطر اینکه همسرش را برای همیشه از دست ندهد با رفتنش موافقت کرده و رنج دوری او را تحمل می کند با وجود حاملگی (اخلاقی، افزایشی).
وقتی که ویلیام لندن است اگنس در یک زایمان سخت دو قلوهایش را با کمک مادر ویلیام به دنیا می آورد.

اگنس دور از همسرش سوزانا، جودیت و همنت را بزرگ می کند ویلیام در حال رفت و آمد است و درگیر کارش در لندن… .
مردم شهر دچار طاعون می شوند، جودیت به سختی بیمار می شود بعد آن همنت، ولی جودیت با وجود اینکه دختری ضعیف است زنده مانده ولی همنت میمیرد( فراز)
مرگ او ضربه سخت روحی به اگنس وارد می کند او همیشه از ویلیام دلخور است که چرا موقع مرگ فرزندشان کنارش نبوده و خودش را نیز نمی تواند ببخشد او غمگین است چرا نتوانسته مانع مرگ تنها پسرش شود و بعد از به طبیعت پناه می برد.
فکر می کند ویلیام نسبت به مرگ همنت بی تفاوت است و رفتن دوباره اش به لندن بعد مرگ همنت بیشتر او را آزرده خاطر می کند ، غافل از اینکه ویلیام با تمام وجودش در سوگ همنت در حال خلق بهترین اثرش به نام هملت است.
ویلیام بهترین خانه را برای اگنس میخرد وضع مالی او خیلی بهتر شده ولی اینها هیچ کدام باعث خوشحالی اگنس نمی شد ، او در غم همنت چنان فرو رفته که چشمانش هیچ چیزی را نمی دید ، گوش هایش هیچ کلامی را نمی شنید، او از درون گویا تهی شده بود.
یک سال گذشت، ولی هنوز اگنس از ویلیام دلخور بود و هنوز در شوک مرگ پسرش.
نامادریش روزی به دیدنش آمد( درگاه قوس سوم) و اگنس را بخاطر ازدواج با ویلیام سرزنش کرد، اگنس فکر می کرد همسرش در حال نمایش طنزی درلندن است ولی نامادریش گفت این نمایش یک تراژدی است نه طنز، اگنس برآشفت و به همراه برادرش به لندن رفت.
ویلیام در خانه محقری زیر شیروانی زندگی می کرد اگنس تعجب کرد چرا همسرش در چنین مکانی زندگی می کند.
روز نمایش بود سالن پر از تماشاچی ویلیام در سوگ همنت، هملت را خلق کرد.
این گونه تمام زندگی را به صحنه نمایشی تشبیه کرد که همه، بازیگر آن هستیم او به دنبال معنا برای مرگ بود این جدایی ناخواسته فاصله بین بودن یا نبودن این خلاء پر ابهام سؤالهای که ذهن همه را درگیر می کند.
ویلیام در این نمایش جای خود را با همنت عوض کرد تا شاید به جواب برسد گویا، او هیچ وقت با مرگ پسرش کنار نیامده بود و همه درد و رنجش را پشت چهره خشن مردانه اش پنهان کرده بود.
ویلیام، غم از یک رنج شخصی را تبدیل به یک تجربه مشترک کرد و در پایان فیلم دست های که به طرف صحنه دراز می شوند یادآور این است که هنر می تواند یاد عزیزان را زنده نگه دارد هر چند زخم ها را التیام نبخشد.(نقطه کانونی)
مهمترین فراز این داستان مرگ همنت بود.
نقطه بی بازگشت که روند روایت را عوض کرد مواجهه با مرگ همنت بود.
تغییرات غیر اختیاری (مرگ همنت)
آزار و اذیت پدر ویلیام، کاتالیزر( عامل زدگی) نگرش ویلیام نسبت پدرش عوض شد کارش را رها کرد و به لندن رفت برای کار از نظر اجتماعی بعد سفر( صعودی)
آکسیون (صحنه تنبیه ویلیام توسط پدرش)
عامل تغییر در ویلیام مرگ پسرش
بی اعتنایی همسرش.
نقطه اوج داستان اجرای نمایش ویلیام.
عامل تشکیل دهنده قوس اول بارداری ناخواسته اگنس.
عامل تشکیل دهنده قوس دوم سختگیری پدر ویلیام و مشکلاتی که برای تامین معاش داشت باعث شد به لندن برود.
رفتن به لندن (فراز)
مرگ همنت ( فراز)
عامل تشکیل دهنده قوس سوم،
صحبت های مادر ناتنی اگنس.
قوس شخصیتی ویلیام
معلم مدرسه، مردی آرام، اهل کار، عاشق اگنس، زودرنج، تحقیر میشه توسط پدرش در تکانه ای که برایش بعد مرگ همنت پیش می آید نگرش و روش او در زندگی کامل عوض می شود شاید اول فقط تامین معاش زندگی الویت اولش بود ولی با مرگ عزیزترین فرد زندگیش نگاهش به خلقت، مرگ و زندگی عوض می شود با به اشتراک گذاشتن غم خود با نمایش هملت بقیه را نیز دگرگون می کند.
بحران زندگی ویلیام به قدری شدید بود که روال عادی زندگیش را کاملا دگرگون کرد و شخصیت کاملا جدیدی از او ساخت.
بعد از مرگ همنت ارزشهای متعارف زندگی برای اگنس نیز، رنگ و بویی دیگری گرفت پول، ثروت جایگاه خاصی برای او دیگر در زندگی نداشت.
حتی عشقش به ویلیام کاملا رنگ باخته بود.
شخصیت خنثی این فیلم نامادری اگنس بود این شخص حتی موقع اطلاع دادن نمایش ویلیام هم هر چند قصد باخبر کردن اگنس را داشت می خواست به او بفهماند که انتخابش اشتباه بود حتی کمک کردنش هم برای آزار بود. او یک لحظه خوب و یک لحظه بد بود شخصیتی عجیب و غیر قابل پیشبینی داشت.
اگنس شخصیتی خود ساخته و چهار چوب دار، مادری مهربان و همسری فداکار.

