(تقدیم به تمام کسانی که برای بیمار کرونایی مادر بودند) چکچک ساعت از ۱۲ گذشته، رادیو روشن است. گوینده میگوید: بامداد یکشنبه ی شما بخیر. دیشب ،باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت یکریز به گوش پنجره، پچ پچ کرد چک چک چک چک چه کار با پنجره داشت؟ شعر خوبی است. […]
آرشیو نویسنده: سمر
شماره 1: خبر دیررس تهمینه خانم صدام زد: سودابه سودابه دویدم به طرفش روی بهارخواب، داشت آیت الکرسی و چهارقل می خواند و روی کفن مهر می زد. گفتم: بله صدام زدید؟ گفت: عروس گلم بی زحمت همون گلابدون چینی کنار آینه شمعدون رو بیار. گفتم: چشم مثل برق رفتم و آوردم دادم دستش، یک […]
انتشار کتاب ” روزهای طلایی یک زن ” سرکارخانم نجمه مولوی رمان ” روزهای طلایی یک زن ” به قلم نجمه مولوی توسط نشر طنین قلم به چاپ رسیده است. این رمان که اولین رمان خانم نجمه مولوی می باشد، در ۱۹۱ صفحه و قطع رقعی به چاپ رسیده است و در حوزه جغرافیای […]
عکس نوشت 40 شماره 1: نشسته بود میان رنگهای قالی و پرچم های طلایی زعفران را از میان گلهای بنفش بیرون می کشید. پدر آمد و نگاهی به دست های نارنجی اش کرد و با خنده ای که از زیر سبیل سفیدش معلوم بود گفت: ترنج خاتون! دیگه سیاه بختیت تموم شد بابا دیگه تموم […]



