خانه » بایگانی برچسب: زهره شوریده دل

بایگانی برچسب: زهره شوریده دل

گزارشی از برگزاری جلسه برنامه ریزی انجمن ادبیات داستانی سمر

دست راست آینه نزدیک به ساعت چهار، عصر روز پنج شنبه ۲۳ دی ماه. وارد برج باران ۱ می‌شوم راهنما می‌گوید: مستقیم، به آینه رسیدی، سمت راست. وارد می‌شوم به قول فردوسی: باشید نگاهِ باصفایی است. صندلی‌ها صمیمی اند. شمع های کوچک در حباب های شیشه ای، سر می‌دهند و برپایی ایستاده‌اند. خیلی زود همه ی دل ها کنار هم …

ادامه نوشته »

مثل نوشت ۶: داستان “کاسه داریم” از سایه شوریده دل به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل : کاسه داریم ارک و اورک تو پر کنی من پر ترک داستان “کاسه داریم …” از سایه شوریده دل  هنوز با خشم نگاهم می کرد حالا هر دو به نفس نفس افتاده بودیم مثل دو گرگ زخمی چشم درچشم می غریدیم، باد استخوان سوزی می وزید و انجماد هوای اطراف تنفسمان را به شماره انداخته بود. می …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۷۷: زهره شوریده دل- عسل برومند- مسلم انصاریان و…

زهره شوریده دل عسل برومند مسلم انصاریان

شماره۱: آآآآه ه ه ه خسته شدم! کمرم درد گرفت، دست و پام ضعف کرده، چشمام دیگه سو نداره اما، وقت ندارم؛ هنوز خیلی از آجرای زندگیم مونده که باید سیاهشون کنم. زهره شوریده دل ………………………………………………………… شماره ۲: نه دیگر فرصت قلم دست گرفتن ندارم. نوشته های من با خون جگر بر روی این آجرهاست، وقتی عدالت اجتماعی در بین …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۷۳: محسن صادقی نیا – شوریده دل – آنیل خلج و…

محسن صادقی نیا شوریده دل آنیل خلج

شماره ۱: بین چشمان کودکی گرسنه با سیر کودکان سوار بر مرکب فاصله ای است تا بینهایت. فاصله ای بنام فقر بنام نداری چه ساده لوحانه است؛ وقتی؛ فقط؛ اختلاف طبقاتی بدانیش … محسن صادقی نیا ………………………………………………………… شماره ۲: من به پاهای زخمی و تاول زده ات می نگرم و تو با حسرت و خشم آسودگیم را نظاره گری!!! و …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۷۱: مسلم انصاریان- زهره شوریده دل-آنیل خلج و…

مسلم انصاریان زهره شوریده دل آنیل خلج

شماره ۱: از صمیم دل تو را دوست می دارم پدر در تمام عمر خویش پینه بر دست تو بود تا قلم از دستم چون تفنگ از دست سرباز نیفتد به زمین شب ز موهای تو رفت تا که بالین مرا ظلمت شب تر نکند بوسه ی مهر تو خورشید منظومه ی عشق گرمی دست تو مطبوع ترین حالت صبح …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۶۳: مسلم انصاریان- زهره شوریده دل- راشین قشقایی- نعیمه طاهرپور

مسلم انصاریان زهره شوریده دل راشین قشقایی نعیمه طاهرپور

شماره ۱: بیا تا قصه ای پر راز باشیم چو دریا موج موج آغاز باشیم به بال کاغذین نزدیک خورشید پر وبالی به سوز وساز باشیم نگاهت می کِشد برروی خاکم به چشمی بسته درپرواز باشیم هوای عاشقی سر در گمم کرد بیا تا یک نفس آواز باشیم چو مرغان اسیر وخسته بالیم بیا تا باد بادک باز باشیم زهره …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۶۲: فریده ذوالفقاری – زهره شوریده دل – نجمه مولوی و…

فریده ذوالفقاری زهره شوریده دل نجمه مولوی راشین قشقایی

شماره ۱: همه روزها که جمعه شدن دیگر رغبت نکرد کرکره مغازه را بالا دهد، رادیو دو موج را روشن کند و کف مغازه را تی بکشد، کتری برقی را به دو شاخ بزند، توی قوری سیاه شده دو پر چای و هل بریزد… صادق بیاید تا با هم چای بخورند. این برنامه چندین ساله شراکت شان بود. حرف بزنند و …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۶۱: اکرم یوسفی- محسن صادقی نیا- زهره شوریده دل

اکرم یوسفی محسن صادقی نیا زهره شوریده دل

شماره ۱: ماه دلش نمی‌خواهد فرق شکافته علی(ع) را ببیند ابرها هم دلشان باریدن میخواهد اکرم یوسفی ………………………………………………………… شماره ۲: اگر چه بادها غوغا کنند و ابرها را به تکاپو وادارند. اگرچه ابرها فتنه کنند و به همراهی باد جلوی ماه را بگیرند. اما هرگز نتوانند مقدرات را جلوگیری کنند. آسمان گوهر امانتش را به زمین خواهد فرستاد و تقدیری …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۶۰: زهره شوریده دل- رویا روبند- سعیده شیروانی-معصومه خزاعی

زهره شوریده دل رویا روبند سعیده شیروانی معصومه خزاعی

شماره ۱: باید ببینم این دفعه نوبت کیست؟ چه کنم تا چشم ها مرا دریابند؟؟ و انگشت ها دوباره برای یارانم رنگ آبی و بنفش به خود بگیرد! می ترسم حنایم بی رنگ شده باشد. بهتر آنست که عوام سرخی خون شان مرکب شود. زهره شوریده دل ………………………………………………………… شماره ۲: سوال های بی جواب قفل کرده دستانم را راز دل …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۵۸: سمانه حسینی- سیده مرضیه جلالی – راشین قشقایی و…

سمانه حسینی مرضیه جلالی راشین قشقایی مسلم انصاریان زهره شوریده دل

شماره ۱: خورشید روشن امید از پشت پنجره ی فردا دوباره طلوع خواهد کرد وقتی که جور بر تن رویا, حصار کرد امید و آرزو عزم ترک این دیار کرد امید بر طفل گهواره ای بسته بود پیر خورشید اندرون خزان را  بهار کرد مسلم انصاریان اردیبشت ۱۴۰۰ ………………………………………………………… شماره ۲: پنجره‌ای که یادشان رفته بود بسازندش، تو چه خوب …

ادامه نوشته »