خانه » بایگانی برچسب: معصومه خزاعی

بایگانی برچسب: معصومه خزاعی

«گفتاری بر رمان کافکا در کرانه» به قلم معصومه خزاعی

کافکا در کرانه

نوشته ای بر کتابی کافکا در کرانه یا ساحل    هاراکی موراکامی از جمله نویسندگان ژاپنی است که کتاب ها و داستان هایش بیشتر متاثر از فرهنگ و ادبیات غرب است با این که در داستان های وی اغلب از نمادهای فرهنگی و سنتی ژاپن (روح زنده، افسانه کوبودائیشی) استفاده شده است. داستان های وی که نثری دلنشین دارند به قدری …

ادامه نوشته »

مثل نوشت ۴: داستان تقلب از معصومه خزاعی به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل : دوجو در شکم به که ده من به پشت داستان تقلب معصومه خزاعی  با دارایی کم، استعداد اندک، توانایی مالی، امکانات کاری و… کم به درد بخور آدم بسازد و کنار بیاید بهتر از این هست که در فراوانی چیزهای به درد نخور غرق شده باشد. – ببین مینا جون چقدر بهت گفتم نپر وسط زندگی این …

ادامه نوشته »

مثل نوشت ۱: داستان بدلی از شهین پوستچی خراسانی به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل : دوجو در شکم به که ده من به پشت داستان بدلی شهین پوستچی خراسانی – به خدا می خرمش. صبر کن آخر می خرمش  نازیلا از صبح ۱۰ بار حرفش را تکرار کرده بود. تقصیر خودم بود اگر دیروز با هم از جلوی آن مغازه بدل فروشی رد نشده بودیم حالا این جوری نازیلا را به جان …

ادامه نوشته »

معرفی اعضای جدید انجمن سمر

برگزاری کارگاه نقد و تولید سمر

بسمه تعالی دوستان گرامی نویسنده  بخشی از سایت انجمن ادبیات داستانی سمر اختصاص دارد به معرفی اعضا و علاقه‌مندان به حوزه‌های مختلف نویسندگی.  چنانچه مایل به معرفی خود در این بخش هستید، c فعالیت‌های ادبی خود را به همراه یک قطعه عکس برای دبیر انجمن سمر خانم خزاعی ارسال کنید. مفتخریم متون ادبی شما را با نام خودتان در سایت …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۸۱: عسل برومند – سمانه حسینی -معصومه خزاعی

عسل برومند سمانه حسینی معصومه خزاعی

شماره ۱: مادرم هم این گونه بال های مرا ساخت و من برای تو… امیدوارم تو والدی باشی که پر پروازت پُر باشد. عسل برومند ………………………………………………………… شماره ۲: مامان من این بال‌ها رو دوست ندارم، این‌ها بال‌های تویه، من مال خودم رو می‌خوام. سمانه حسینی ………………………………………………………… شماره ۳: عشق مادری است که از خودگذشتگی را می آموزد بال‌هایش می شکند …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۸۰: محسن صادقی نیا – مسلم انصاریان -راشین قشقایی

محسن صادقی نیا مسلم انصاریان راشین قشقایی

شماره ۱: به نام آزادی آزادی اندیشه آزادی سخن آزادی قلم آنگاه که قلم سخن از اندیشه می گوید و اندیشه موهبتی است خداوندی برای حاکمیت خرد و چون خرد حاکم گردد تعالی بشر را سبب شود و آن جامعه ی متعالی زیر پرچم عدالت مدینه ی فاضله را بنا کنند مسلم انصاریان بهار ۱۴۰۰ ………………………………………………………… شماره ۲: با قلم …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۶۲: فریده ذوالفقاری – زهره شوریده دل – نجمه مولوی و…

فریده ذوالفقاری زهره شوریده دل نجمه مولوی راشین قشقایی

شماره ۱: همه روزها که جمعه شدن دیگر رغبت نکرد کرکره مغازه را بالا دهد، رادیو دو موج را روشن کند و کف مغازه را تی بکشد، کتری برقی را به دو شاخ بزند، توی قوری سیاه شده دو پر چای و هل بریزد… صادق بیاید تا با هم چای بخورند. این برنامه چندین ساله شراکت شان بود. حرف بزنند و …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۶۰: زهره شوریده دل- رویا روبند- سعیده شیروانی-معصومه خزاعی

زهره شوریده دل رویا روبند سعیده شیروانی معصومه خزاعی

شماره ۱: باید ببینم این دفعه نوبت کیست؟ چه کنم تا چشم ها مرا دریابند؟؟ و انگشت ها دوباره برای یارانم رنگ آبی و بنفش به خود بگیرد! می ترسم حنایم بی رنگ شده باشد. بهتر آنست که عوام سرخی خون شان مرکب شود. زهره شوریده دل ………………………………………………………… شماره ۲: سوال های بی جواب قفل کرده دستانم را راز دل …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۵۹: راشین قشقایی- مرضیه جلالی- مسلم انصاریان و…

شماره ۱: گاه نگاهت کردم گاه خواندمت از اول هم باید می بوییدمت بوی چای سرگل لاهیجان می دهی راشین قشقایی ………………………………………………………… شماره ۲: جرعه جرعه می نوشمت گاه با عطر هل گاهی دارچین بی شک گرم خواهم شد و از سر می پرد رخوت و آشفتگی مرضیه جلالی ………………………………………………………… شماره ۳: کاش کتاب بودم می نشستم در برابر چشمانت, …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۵۸: سمانه حسینی- سیده مرضیه جلالی – راشین قشقایی و…

سمانه حسینی مرضیه جلالی راشین قشقایی مسلم انصاریان زهره شوریده دل

شماره ۱: خورشید روشن امید از پشت پنجره ی فردا دوباره طلوع خواهد کرد وقتی که جور بر تن رویا, حصار کرد امید و آرزو عزم ترک این دیار کرد امید بر طفل گهواره ای بسته بود پیر خورشید اندرون خزان را  بهار کرد مسلم انصاریان اردیبشت ۱۴۰۰ ………………………………………………………… شماره ۲: پنجره‌ای که یادشان رفته بود بسازندش، تو چه خوب …

ادامه نوشته »