شماره1:

رابطه و کُنش های فردی و هوش ِ عاطفی و هیجانی EQ در مواجه با کرونا و تاثیر آن در شیوع ِ آن”

هوش ِ عاطفی و هیجانی، همان ست که با بخشی از آن به دنیا آمدیم و بخش ِ دیگر ِ آن نیز طی ِ زیسته هایمان در زندگی به دست آوردیم.

وقتی در کودکی حاضر بودیم برای گرفتن یک شکلات ِ دیگر، صبر کنیم یا صبر نکنیم!

آن هنگام که برای گرفتن ِ شکلات ِ دیگر کمی کودکانه صبر می کردیم؛ همانست که روان شناسان، آن را هوش ِ هیجانی و عاطفی EQ  گذاشتند و اگر صبر نمی کردیم و با هر زمین به آسمون رسوندنی که بود، بدون ِ صبر شکلات ِ دیگر را می گرفتیم، بدان معنا بود که هوش ِ عاطفی ِ ژنتیکی ِ کم تری داریم و کم کم با درس های ِ پیچیده زندگی و آزمون و خطاهایی که کردیم، هوش عاطفی خود را کمی افزایش دادیم.

این صبر کردن و صبر نکردن، را متخصّصان، خودکنترلی می گویند…

حالا از بافتن و گفتن این حرف ها، سوالم اینست که آیا شیوع ِ کرونا و افزایش نِرخ ِ صعودی مبتلایان و عدم ِ خودکنترلی ِفردی و عدم ِ خودکنترلی ِ اجتماعی چه پیامی به ما می دهد؟

آری!

برداشت شخصی براینست که ” من” به عنوان یک فرد، علاوه بر این که شاید از هوش ِ عاطفی کمتری برخوردار بودم، جامعه، مدرسه، دانشگاه، محل کار و خدمتم، دولت و … هم به رشد ِ عاطفی و هیجانی کمک نکردند و به وظیفه اصلی خود در زمینه پرورش ِ این مهم نکوشیدند.

خودکنترلی، همان بخشی از هوش ِ عاطفی و هیجانی است که بدون این که چه مورد تشویق، تقبیح، تنبیه و ستایش و … قرار بگیرم یا نگیرم؛ از درون خود را مُلزم به رعایت اصولی می کنم که درونی است.

حال می بینیم که من، تو، تعداد ِ زیادی از من ها و توها این چنین نَزیستیم و اصلاً اهمّیّتی بر این مقوله مهم که بخش ِ مهمی از زیسته های ِ فردی و اجتماعی مان را دربرمی گیرد؛ را ندیدیم، نزیستیم و این چنین زیستیم که مگر با زور، کنترلگری ِ بیرونی( قانون) شاید بتوان کمی در مسیر ِ مهارشدگی قرار بگیرد.

ملیحه نامنی

بهار ۱۴۰۰،مشهد قرمز

…………………………………………………………

شماره 2:

قطار ها یک به یک از راه می رسند

با صوت دلخراش, که نیامد مسافرت

مسلم انصاریان

بهار 1400

دیدگاهتان را بنویسید

13 − ده =