
تحلیل شکلی محتوایی لیلا شعفی از فیلم The Exorcist 1973
جنگیر
کارگردان: ویلیام فریدکی
آغاز فیلم باستان شناسی را به تصویر می کشد که در عراق مشغول حفاری است و در دستانش سر پازوزو (اهریمنی که نماد خشکسالی، بلا، فقر) را مشاهده می کنید.
صحنه دیگر فیلم روایت مادری مجرد را به تصویر می کشد که درگیر ساخت فیلم است و کارگردان یکی از دوستان نزدیک اوست.
دخترش که به همراه کارگر و آشپزشان در خانه بود به تازگی تغییر رفتار دارد، او با یک تخته احضار ارواح مشغول بازی است. حرفهایش برای مادرش نامفهوم بود، مادرش از صداهای اتاقک زیر شیروانی شاکی بود ولی وقتی اتاقک را چک کرد موشی داخل آن نبود.
مادر متوجه شد حال دخترش مساعد نیست او را مورد یک سری آزمایشات مختلف قرار داده و متوجه سلامت جسمی دخترش می شود بر خلاف مشکلات روحی که به شدت درگیر آن هست.
مادر متوجه شد حال دخترش مساعد نیست او را مورد یک سری آزمایشات مختلف قرار داده و متوجه سلامت جسمی دخترش می شود بر خلاف مشکلات روحی که به شدت درگیر آن هست.
رگان در شب مهمانی مادرش مرگ کارگردان را پیش بینی کرد و موجب ترس دوستان مادرش شد.
تحلیل شکلی محتوایی لیلا شعفی از فیلم The Exorcist 1973
با بدتر شدن حال دختر و پیشنهاد پزشکان اطرافش که از مادرش خواستند، با تلقین جن گیری، رگان را کشیش ها معالجه کنند ولی بعد متوجه می شویم واقعا دختر تسخیر شده است.
کشیشی که مادرش به تازگی فوت شده و خودش دچار مشکلات عدیده ای است، را دوستانش معرفی می کنند.
کشیش در ابتدا زن را تشویق می کرد از راهی دیگر دخترش را نجات دهد بعد دیدن وضعیتش نظرش عوض شد واز کشیشی که باستان شناس بود کمک گرفت و شروع به درمان دختر کردند.
تمام تلاششان برای بیرون کشیدن اهریمن از جسم دختر نتیجه داد ولی در انتها دو کشیش کشته شدند و دختر نجات پیدا کرد به زندگی عادی بر گشت.
فراز اول : بیماری دختر
فراز دوم : مادر متوجه تسخیر دختر می شود.
تغییر : مادر بعد جن زدگی دختر به مذهب اهمیت نمی داد مذهبی نبود بعد به اون پناه آورد و کمک گرفت از کشیش ها.
اول از علم پزشکی و مدرن برای معالجه دخترش کمک گرفت و بعد متوسل به سنت و مذهب شد.
تغییر در مکان رو داریم اول باستان شناس در عراق هست بعد در آمریکا، شخص و فضا.
تغییر مکان اختیاری، تغییر شخصیت غیر اختیاری.
نگرش زن عوض شد در مذهب، عامل بیماری دخترش، و بعد تغییر روش داد برای درمان رگان.
تغییر رگان( کاهشی، جسمی)
شب زن به داخل اتاقک زیر شیروانی رفت دنبال صدای موش ها چراغ قوه دستش گرفت با اومدن کارگرش ترسید (آکسیون)
زندگی معمولی و زنی هنرپیشه، درگاه اول بیماری دختر در قوس اول معالجه، شکست خوردن معالجه، درگاه دوم کمک گرفتن از کشیش، قوس دوم کشمکش های معالجه، درگاه سوم معالجه دختر نقطه فرود داستان مرگ دو کشیش.
موقعیت مرزی هنگامی که درمان مدرن را رها می کند با توجه به اینکه زنی امروزی و تحصیلکرده است ولی در موقعیتی قرار می گیرد که دست به دامان مذهبیون و کلیسا می شود با وجود اینکه حتی از قرار گرفتن یک صلیب در اتاق خواب دخترش توسط کارگرش ناراحت می شد.
قبل بیماری دختر زندگیش در میان مایگی است با ایجاد مشکل از میان مایگی عبور می کند ودر حد مرزی قرار می گیرد.
مطالب بیشتری را در سایت سمر بخوانید:
تحليل شكلی و محتوایی از فیلم«آشغالهای دوست داشتنی» ۱۳۹۱
تحلیل شکلی و محتوایی فیلم «فارست گامپ»
بهای هنر یا سرمایهگذاری روی تعهد؟ فلسفهی شگفتانگیز شهریه در یک موسسه ادبی

