داستان «یک بام و دو هوا » فاطمه یونس مهاجر – تمرینی در مدرنیسم استاد ترابیان

داستان «یک بام و دو هوا » داشت باران می آمد‌ نان های خیس شده را از ترک‌ دوچرخه ام برداشتم‌ و دوچرخه را به تنه کلفت درخت توت کنار دیوار، تکیه دادم، ‌پونه و شیرین دختر عمه هایم داشتند…

0 دیدگاه

داستان «ننه عصمت » فاطمه یونس مهاجر – تمرینی در مدرنیسم استاد ترابیان

  داستان «ننه عصمت » جمعیت زیادی از زن و مرد در تاخت و تاز آفتاب ظهر تابستان، در جلوی مسجد ایستاده بودند مردها با صدای بلند صلوات می فرستادند و‌ زن ها چادر ها را روی سر محکم می…

0 دیدگاه

داستان “باد” فاطمه یونس مهاجر – تمرینی در مدرنیسم استاد ترابیان

 ‌داستان « باد » دارم نماز می خوانم شهرام ناظری در حال خواندن است «گل صد برگ‌ فرو‌ ریخت ز خجلت   که گمان برد که او هم رخ رعنای تو دارد » ‌ سوز صدایش در نوای‌ دلنشین سه تار…

0 دیدگاه

پایان محتوا

صفحات بیشتری برای بارگیری وجود ندارد