عکس نوشت 33 ساعتش را دید. – دارد می اید. سیگار را گوشه لبش نگه داشت و بساطش را کنار زد. عکس ها که تمام شد خاکسترش را تکاند. – چیک چیک چیک چیک از چی عکس میندازی خانم، نداری کجاش تماشا داره ؟ عکس ها را نگاه می کردیم. گونه هاش گود می شد […]
آرشیو برچسب های: عکس نوشت
عکس نوشت 33 تو میگذری میدانم چه من در خانه بمانم و چه نمانم! چه بتوانم سرم را از درگاه بیرون بیاورم، چه تو سرم را با خودت ببری! چه به دور کوه ها بچرخی و بالا بروی و چه آنقدر نزدیک که مجبور باشم به دیوار بچسبم و نفسم فرصت بخار شدن بر پنجره ات […]
عکس نوشت 31 تعجب نکن! خودم عکس گرفتم با همین موبایل. هر دوش دستهای خودمه. دست چپم و راستم. باور کن! دستهات رو بذار کنار هم انگار بخوای خودتو بغل کنی، عکسش می شه این جوری، یکی سربالا یکی سرپایین. اون روز صبح که از خواب پاشدم دیدم این جوری شدن. یکی پیر یکی جوون […]
عکس نوشت 28 چقدر باید بدم؟ +برای چی؟ _برای کلید موتورم +خریدارم _نه نمی فروشم نون زن و بچم رو باهش در میارم +موتور رو نمیگم _من چیز دیگه ای ندارم برای فروختن فروشنده کلید را در آورد و گفت: هیچی نمی خواد بدی…دل خوش سیری چند؟ سمانه حسینی خدایا چکار کنم امروزم هیچی انگار […]



