آرشیو برچسب های: سمر

مثل نوشت 10: داستان “دل بسته” از محمد علوی به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل : ای عجب میش دل بسته به گرگ داستان “دل بسته” از محمد علوی زن کمی قد بلندی کرد تا چهره اش کامل در آینه ی رنگ ورو رفته که یک گوشه اش شکسته بود کامل شود. جای زخم روی بینی اش به یک گردی سیاه رنگ تبدیل شده بود. با احتیاط نوک […]

مثل نوشت 9: داستان “مامیسا” از آمنه جهاندوست به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل : ای عجب میش دل بسته به گرگ داستان “مامیسا” آمنه جهاندوست خانم خ همیشه همراه مامیسا است. همیشه ی همیشه. مامیسا قبلا گاهی او را از دور میدید گاهی روی درخت نشسته بود گاهی توی حیاط ایستاده بود. همیشه از دور نگاهش می کرد اما الان… یعنی از همان روز زشت همیشه […]

مثل نوشت 8: داستان “گلابی” از آمنه جهاندوست به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل : کاسه داریم ارک و اورک تو پر کنی من پر ترک داستان “‘گلابی” از آمنه جهاندوست من امروز یک گلابی شدم یک گلابی روی درخت گلابی توی باغ گلابی می دانید گلابی شدن چه حسی دارد ؟ اصلا  داستانش گلابی شدنم را میدانید؟ توی شهر ما  یک مهمان آمده بود یک جادوگر […]

مثل نوشت 7: داستان “شاتوت” از راشین قشقایی به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل : کاسه داری آرک و اورک، تو پر کنی، من پر ترک داستان “شاتوت”  از راشین قشقایی کله ی‌‌ ظهر بلند شده آمده رفته بالای درخت، شاتوت بچیند، فریده از پای درخت داد می‌زند: فرید جان مواظب باش، فرید جان ته سطل پر شد بیا پایین، فرید جان چیزی تنت نیست آفتاب سوخته […]