آرشیو برچسب های: ضرب المثل

مثل نوشت 12: داستان “پایان ظفر” از هدی قاسمیان به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل: ای عجب میش دل بسته به گرگ داستان “پایان ظفر”  از سیده هدی قاسمیان سرد است. پاهایت هم، جان راه رفتن ندارند. روی زمین کشیده می‌شوند. خب قلم می‌شدند و سیزده سال پیش، تو را نمی‌آوردند به غلامی! چشم‌هایت با ناامیدی انگار، دارند دنبال عشقِ اول و آخرت می‌گردند. نگاهت سرد است. اما […]

مثل نوشت 11: داستان مرز عشق از مسلم انصاریان به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل: ای عجب میش دل بسته به گرگ داستان “مرز عشق”  از مسلم انصاریان کلاهش را برداشت، موهای بلند و سیاهش روی شانه هایش ریخت روی چارپایه مقابل آینه نشست به آرامی موهایش را شانه زد، از روی میز کتابی را برداشت و شروع به ورق زدن کرد. بعدش را نمی دانم، چون همیشه […]

مثل نوشت 10: داستان “دل بسته” از محمد علوی به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل : ای عجب میش دل بسته به گرگ داستان “دل بسته” از محمد علوی زن کمی قد بلندی کرد تا چهره اش کامل در آینه ی رنگ ورو رفته که یک گوشه اش شکسته بود کامل شود. جای زخم روی بینی اش به یک گردی سیاه رنگ تبدیل شده بود. با احتیاط نوک […]

مثل نوشت 9: داستان “مامیسا” از آمنه جهاندوست به همراه نقد داستان

داستان پایان ظفر هدی قاسمیان

ضرب المثل : ای عجب میش دل بسته به گرگ داستان “مامیسا” آمنه جهاندوست خانم خ همیشه همراه مامیسا است. همیشه ی همیشه. مامیسا قبلا گاهی او را از دور میدید گاهی روی درخت نشسته بود گاهی توی حیاط ایستاده بود. همیشه از دور نگاهش می کرد اما الان… یعنی از همان روز زشت همیشه […]