خانه » بایگانی برچسب: سیده مرضیه جلالی

بایگانی برچسب: سیده مرضیه جلالی

عکس نوشت ۷۷: زهره شوریده دل- عسل برومند- مسلم انصاریان و…

زهره شوریده دل عسل برومند مسلم انصاریان

شماره۱: آآآآه ه ه ه خسته شدم! کمرم درد گرفت، دست و پام ضعف کرده، چشمام دیگه سو نداره اما، وقت ندارم؛ هنوز خیلی از آجرای زندگیم مونده که باید سیاهشون کنم. زهره شوریده دل ………………………………………………………… شماره ۲: نه دیگر فرصت قلم دست گرفتن ندارم. نوشته های من با خون جگر بر روی این آجرهاست، وقتی عدالت اجتماعی در بین …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۷۱: مسلم انصاریان- زهره شوریده دل-آنیل خلج و…

مسلم انصاریان زهره شوریده دل آنیل خلج

شماره ۱: از صمیم دل تو را دوست می دارم پدر در تمام عمر خویش پینه بر دست تو بود تا قلم از دستم چون تفنگ از دست سرباز نیفتد به زمین شب ز موهای تو رفت تا که بالین مرا ظلمت شب تر نکند بوسه ی مهر تو خورشید منظومه ی عشق گرمی دست تو مطبوع ترین حالت صبح …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۶۷: راشین قشقایی- آسیه جلالی- محسن صادقی نیا و…

راشین قشقایی آسیه جلالی محسن صادقی نیا

شماره ۱: بای ذنب قتلت در فقر و خشونت متولد شدند در فقر و خشونت درس خواندند در فقر، خشونت و سکوت خبری کشته شدند. یادشان گرامی راشین قشقایی ………………………………………………………… شماره ۲: شب چه طولانی می شود وقتی رهزنان از چشم مردم شهر, صبح می دزدند عاقبت اما روشنی طلوع خواهد کرد تا همیشه شب، نخواهد ماند دفتری که به …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۵۸: سمانه حسینی- سیده مرضیه جلالی – راشین قشقایی و…

سمانه حسینی مرضیه جلالی راشین قشقایی مسلم انصاریان زهره شوریده دل

شماره ۱: خورشید روشن امید از پشت پنجره ی فردا دوباره طلوع خواهد کرد وقتی که جور بر تن رویا, حصار کرد امید و آرزو عزم ترک این دیار کرد امید بر طفل گهواره ای بسته بود پیر خورشید اندرون خزان را  بهار کرد مسلم انصاریان اردیبشت ۱۴۰۰ ………………………………………………………… شماره ۲: پنجره‌ای که یادشان رفته بود بسازندش، تو چه خوب …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۴۵: شهین پوستچی- شوریده دل- مرضیه جلالی و…

شماره۱: دیدمش، با یک عالمه شکوفه همسفره بود. عمری از او گذشته اما دلش هنوز جوان بود. برایم که از قصه اش با آدم و حوا می گفت،گفتم: “عجب عمری داری!” گفت: “یک سیب است و یک دل که عاشق آدم شد.” با چشمان گرد شده گفتم: “تو ! عاشق آدم شدی؟” آهی کشید و گفت: “من! مگر من دل ندارم.” …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۴۳: آرام یوسفی -مرضیه جلالی و…

آرام یوسفی مرضیه جلالی آمنه جهان دوست

شماره ۱: وه که چه خیال انگیز است روزهای پاک، شیرین، شاد وپر هیاهوی کودکی دلم کودکی میخواهد🙏 کودکان شهر آنقدر در رفاه و دنیای بزرگترها فرود رفته اند که هیچ لذتی از کودکی خلاقیت ها و شادی های نمیبرند شاید مقصر ما هستیم که حیاطی برای دویدن کودکانمان نداریم آپارتمانی کوچک که فقط صدای نکن بشین مارا می شنوند …

ادامه نوشته »

واژه نوشت ۲: کله ونگ

پس رس

شماره۱: (تقدیم به تمام کسانی که برای بیمار کرونایی مادر بودند) چک‌چک  ساعت از ۱۲ گذشته، رادیو روشن است. گوینده می‌گوید: بامداد یکشنبه ی شما بخیر. دیشب ،باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت یکریز به گوش پنجره، پچ پچ کرد  چک چک چک چک چه کار با پنجره داشت؟ شعر خوبی است. نمی گوید شاعرش کیست! …

ادامه نوشته »

واژه نوشت ۱: پس رس (دیر رس)

پس رس

  شماره ۱: خبر دیررس تهمینه خانم صدام زد: سودابه سودابه دویدم به طرفش روی بهارخواب، داشت آیت الکرسی و چهارقل می خواند و روی کفن مهر می زد. گفتم: بله صدام زدید؟ گفت: عروس گلم بی زحمت همون گلابدون چینی کنار آینه شمعدون رو بیار. گفتم: چشم مثل برق رفتم و آوردم دادم دستش، یک مشت گلاب را قل …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۴۰: شهین پوستچی-راشین قشقایی-رویا روبند و…

شهین پوستچی راشین قشقایی رویا روبند

شماره ۱: نشسته بود میان رنگهای قالی و پرچم های طلایی زعفران را از میان گلهای بنفش بیرون می کشید. پدر آمد و نگاهی به دست های نارنجی اش کرد و با خنده ای که از زیر سبیل سفیدش معلوم بود گفت: ترنج خاتون! دیگه سیاه بختیت تموم شد بابا دیگه تموم شد. به مادرت گفتم بخت دختر ما سیاه …

ادامه نوشته »

عکس نوشت ۳۸: آرام یوسفی-راشین قشقایی-آمنه جهاندوست و…

شماره ۱: ما نامزد هم نیستیم خواهر برادریم من کرشمه ام داداشم ذوالفقار او دست نداره گنگ مادر زاده هروقت خیلی خوشحال میشه دوست داره دندونش بگیره هر کار کردیم نتونستیم این عادت رو از سرش بیرون کنیم. بچه ها توی کوچه ازش می ترسند. یکبار آدینه محمد پسر همسایه نونشو داده به گرگی سگ بازنشسته ی یارعلی، رفته لپ …

ادامه نوشته »